افعال کمکی (Modalverben)

باید، توانستن، خواستن، بایستن، اجازه داشتن و دوست داشتن

قاعده

فعل‌های کمکی به فعل دیگری «نگرش» اضافه می‌کنند: توانایی، ضرورت، اجازه، خواست. شش‌تا هستند: können (توانستن)، müssen (باید)، wollen (خواستن)، dürfen (اجازه داشتن)، sollen (قرار بودن)، mögen / möchten (دوست داشتن / مایل بودن). دو قاعده تقریباً همه‌چیز را پوشش می‌دهد: ۱. فعل کمکی در جایگاه دوم صرف می‌شود و فعل اصلی به‌شکل مصدرِ ساده به آخر جمله می‌رود. Ich muss heute früh aufstehen. ۲. در شکل‌های ich و er/sie/es، فعل کمکی هیچ پسوندی نمی‌گیرد — ich kann، er kann. نه er kannt. بیشتر فعل‌های کمکی در مفرد حرف صدادارشان را هم عوض می‌کنند: können ← ich kann، müssen ← ich muss، dürfen ← ich darf.

اشتباه رایج فارسی‌زبان‌ها

در فارسی دو فعل کنار هم می‌مانند — «باید زود بیدار شوم» فاصلهٔ زیادی بین «باید» و فعل اصلی نمی‌اندازد. آلمانی آن‌ها را در کل جمله از هم جدا می‌کند و بقیهٔ اجزا وسط انباشته می‌شوند. تمرین کن که وسط جمله را طولانی کنی: Ich muss morgen früh mit dem Bus zur Arbeit FAHREN. راحت شدن با این فاصله همان چیزی است که باعث می‌شود آلمانی‌ات طبیعی به‌نظر برسد، نه ترجمه‌شده.

können (توانستن)

können — توانستن

حال (Präsens)

ضمیرفعلفارسی
ichkannمن می‌توانم
dukannstتو می‌توانی
er/sie/eskannاو می‌تواند
wirkönnenما می‌توانیم
ihrkönntشما می‌توانید
sie/Siekönnenآنها می‌توانند

müssen (باید / مجبور بودن)

müssen — باید / مجبور بودن

حال (Präsens)

ضمیرفعلفارسی
ichmussمن باید
dumusstتو باید
er/sie/esmussاو باید
wirmüssenما باید
ihrmüsstشما باید
sie/Siemüssenآنها باید

wollen (خواستن)

wollen — خواستن

حال (Präsens)

ضمیرفعلفارسی
ichwillمن می‌خواهم
duwillstتو می‌خواهی
er/sie/eswillاو می‌خواهد
wirwollenما می‌خواهیم
ihrwolltشما می‌خواهید
sie/Siewollenآنها می‌خواهند

sollen (بایستن / قرار بودن)

sollen — بایستن / قرار بودن

حال (Präsens)

ضمیرفعلفارسی
ichsollمن باید (توصیه)
dusollstتو باید (توصیه)
er/sie/essollاو باید (توصیه)
wirsollenما باید (توصیه)
ihrsolltشما باید (توصیه)
sie/Siesollenآنها باید (توصیه)

dürfen (اجازه داشتن)

dürfen — اجازه داشتن

حال (Präsens)

ضمیرفعلفارسی
ichdarfمن اجازه دارم
dudarfstتو اجازه داری
er/sie/esdarfاو اجازه دارد
wirdürfenما اجازه داریم
ihrdürftشما اجازه دارید
sie/Siedürfenآنها اجازه دارند

mögen / möchten (دوست داشتن / مایل بودن)

mögen — دوست داشتن / مایل بودن

mögen – حال (Präsens)

ضمیرفعلفارسی
ichmagمن دوست دارم
dumagstتو دوست داری
er/sie/esmagاو دوست دارد
wirmögenما دوست داریم
ihrmögtشما دوست دارید
sie/Siemögenآنها دوست دارند

möchten – مایل بودن

ضمیرفعلفارسی
ichmöchteمن مایلم
dumöchtestتو مایلی
er/sie/esmöchteاو مایل است
wirmöchtenما مایلیم
ihrmöchtetشما مایلید
sie/Siemöchtenآنها مایلند