وقتی انجامدهنده مهم نیست، و راه مؤدب بودن
دو ساختار که باعث میشوند مثل یک گویندهٔ بزرگسال حرف بزنی، نه یک مبتدی. مجهول: werden بههمراه اسم مفعول. وقتی بهکار میرود که خودِ عمل مهم است و انجامدهنده مهم نیست — اطلاعیههای رسمی، دستورالعملها، فرایندها. Das Formular wird ausgefüllt. Konjunktiv II: وجه مؤدبانه و فرضی. برای بیشتر فعلها würde بههمراه مصدر؛ haben و sein شکل خودشان را دارند: hätte و wäre. با همین ساختار درخواست میکنی، پیشنهاد میدهی و شکایت میکنی، بدون اینکه تند بهنظر برسی. در سطح A1 بیشتر به Konjunktiv II نیاز داری. مجهول از A2 به بعد مهم میشود.
فارسی مجهول دارد («ساخته شد») اما خیلی کمتر از آلمانی از آن استفاده میکند — فارسی معلومِ بیشخص را ترجیح میدهد: «فرم را پر میکنند». زبان اداری آلمان مدام سراغ مجهول میرود، پس آن را خیلی بیشتر از آنکه «بگویی»، «میخوانی». برای ادب، فارسی با لحن و کلماتی مثل «لطفاً» و «میشود» نرم میکند. آلمانی خودِ شکل فعل را عوض میکند: kann به könnte، will به würde. فقط اضافه کردن bitte کافی نیست.
فعل werden در جایگاه دوم صرف میشود و اسم مفعول به آخر میرود. اگر لازم شد انجامدهنده را نام ببری، از von با Dativ استفاده کن.
| آلمانی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Hier wird Deutsch gesprochen. | اینجا آلمانی صحبت میشود. | |
| Das Geschäft wird um neun geöffnet. | مغازه ساعت نُه باز میشود. | |
| Ihre Bestellung wird bearbeitet. | سفارش شما در حال پردازش است. |
همان ساختار با wurde بهجای wird. در اطلاعیهها، تاریخچهها و گزارشها بسیار رایج است.
| آلمانی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Das Haus wurde 1990 gebaut. | این خانه در سال ۱۹۹۰ ساخته شد. | |
| Der Brief wurde gestern geschickt. | نامه دیروز فرستاده شد. | |
| Die Schule wurde renoviert. | مدرسه بازسازی شد. |
شکل همهکارهٔ مؤدبانه و فرضی. würde صرف میشود و فعل اصلی بهشکل مصدر در آخر منتظر میماند.
| آلمانی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Ich würde gern mitkommen. | دوست دارم همراه بیایم. | |
| Würden Sie mir bitte helfen? | لطفاً کمکم میکنید؟ | |
| An deiner Stelle würde ich warten. | جای تو بودم صبر میکردم. |
فعلهای haben و sein و فعلهای کمکی از würde استفاده نمیکنند — شکل شرطی خودشان را دارند، و همینها هستند که در مغازه و اداره و رستوران بیشترین کاربرد را دارند.
| آلمانی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Ich hätte gern einen Tee. | یک چای میخواهم. | |
| Das wäre sehr nett. | خیلی لطف میکنید. | |
| Könnten Sie das wiederholen? | میشود دوباره بگویید؟ |