ضمایر شخصی/مفعولی، ملکی و فعل بودن
ضمیر جای اسم مینشیند و مثل اسم با حالت تغییر میکند: ich (فاعل) ← mich (مفعول مستقیم) ← mir (دریافتکننده). دو چیز تعیین میکند کدام شکل لازم است: فعل، و حرف اضافهای که جلوی آن است. بعضی فعلها سادهتر بگوییم Dativ میخواهند — helfen، danken، gefallen، gehören — حتی وقتی در انگلیسی و فارسی مفعول معمولی بهنظر میرسند. فعل sein (بودن) بیقاعدهترین و پرکاربردترین فعل زبان است: ich bin، du bist، er/sie/es ist، wir sind، ihr seid، sie/Sie sind. ارزش دارد بیش از حد لازم تمرینش کنی، چون بعداً ماضی نقلی فعلهای حرکتی هم با آن ساخته میشود.
فعل فارسی فاعل را در شناسهاش دارد — «میروم» یعنی «من میروم»، پس ضمیر اختیاری است. آلمانی هرگز ضمیر را حذف نمیکند: باید بگویی ich gehe، نه فقط gehe. به helfen هم دقت کن: «کمکش میکنم» در فارسی حس مفعول مستقیم دارد، اما آلمانی Dativ میخواهد — Ich helfe IHM، نه ihn.
اینها جای شخصی مینشینند که قبلاً به آن اشاره شده. آلمانی نمیتواند مثل فارسی آنها را حذف کند — ضمیر باید گفته شود.
| آلمانی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| ich | من | Ich bin hier. من اینجا هستم. |
| du | تو | Du bist nett. تو مهربانی. |
| er | او (مذکر) | Er ist groß. او قد بلند است. |
| sie | او (مؤنث) | Sie ist schön. او زیباست. |
| es | آن | Es ist kalt. هوا سرد است. |
| wir | ما | Wir sind Freunde. ما دوست هستیم. |
| ihr | شما (جمع) | Ihr seid toll. شما عالی هستید. |
| sie | آنها | Sie sind hier. آنها اینجا هستند. |
| Sie | شما (رسمی) | Sind Sie Herr Müller? شما آقای مولر هستید؟ |
ضمایر ملکی با اسمی که «بعد» از آنها میآید مطابقت میکنند، نه با مالک: mein Vater اما meine Mutter — هر دو یعنی «مالِ من» و پسوند از Vater/Mutter میآید.
| آلمانی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| mich | مرا | Das Geschenk ist für mich. هدیه برای من است. |
| dich | تو را | Der Brief ist für dich. نامه برای توست. |
| ihn | او را | Ich nehme ihn ins Kino mit. او را به سینما میبرم. |
| uns | ما را | Sie sahen uns aus der Ferne. آنها ما را از دور دیدند. |
| mir | به من | Es ist ein Geschenk von mir. این هدیهای از طرف من است. |
| sich | خود | Meine Tochter zieht sich an. دخترم لباس میپوشد. |
| mein | مال من | Es ist mein Hut. این کلاه من است. |
| meine | مال من | Meine Familie ist toll. خانواده من عالی است. |
| dein | مال تو | Dein Hund ist sehr klug. سگ تو خیلی باهوش است. |
| deine | مال تو | Deine Schwester ist nett. خواهرت مهربان است. |
فعل sein در همهٔ اشخاص بیقاعده است — الگویی برای استنتاجش وجود ندارد. کل مجموعه را بلند تکرار کن تا خودکار شود.
sein — بودن
| ضمیر | فعل | فارسی |
|---|---|---|
| ich | bin | من هستم |
| du | bist | تو هستی |
| er/sie/es | ist | او/آن هست |
| wir | sind | ما هستیم |
| ihr | seid | شما هستید |
| sie/Sie | sind | آنها/شما هستند |
| ضمیر | فعل | فارسی |
|---|---|---|
| ich | war | من بودم |
| du | warst | تو بودی |
| er/sie/es | war | او/آن بود |
| wir | waren | ما بودیم |
| ihr | wart | شما بودید |
| sie/Sie | waren | آنها/شما بودند |
| ضمیر | فعل | فارسی |
|---|---|---|
| ich | bin gewesen | من بودهام |
| du | bist gewesen | تو بودهای |
| er/sie/es | ist gewesen | او بوده است |
| wir | sind gewesen | ما بودهایم |
| ihr | seid gewesen | شما بودهاید |
| sie/Sie | sind gewesen | آنها بودهاند |