صرف فعل (زمان حال)

افعال ضروری صرف شده در زمان حال

قاعده

فعل آلمانی پسوندش را متناسب با فاعل تغییر می‌دهد. مصدر را بگیر، -en را حذف کن و پسوند را اضافه کن: ich -e · du -st · er/sie/es -t · wir -en · ihr -t · sie/Sie -en lernen ← ich lerne، du lernst، er lernt، wir lernen، ihr lernt، sie lernen. دو نکتهٔ اصلاحی: اگر ریشه به -t یا -d ختم شود، یک e اضافه می‌شود تا تلفظ‌پذیر بماند (du arbeitest). و گروهی از فعل‌های قوی فقط در du و er/sie/es حرف صدادار ریشه را عوض می‌کنند — fahren ← du fährst، er fährt؛ sprechen ← du sprichst، er spricht. خودِ پسوندها هرگز تغییر نمی‌کنند.

اشتباه رایج فارسی‌زبان‌ها

صرف فعل در فارسی بسیار باقاعده است و شناسهٔ شخصی کاملاً قابل پیش‌بینی. آلمانی همین ایده را دارد اما دقیقاً در دو شخص، حرف صدادار ریشه را عوض می‌کند که اولش بی‌قاعده به‌نظر می‌رسد. وقتی فعل تازه‌ای یاد می‌گیری، همیشه du و er را امتحان کن. اگر آنجا حرف صدادار عوض شد، علامت بزن — همان تنها بی‌قاعدگی‌ای است که باید به خاطر بسپاری.

haben (داشتن)

haben — داشتن

حال (Präsens)

ضمیرفعلفارسی
ichhabeمن دارم
duhastتو داری
er/sie/eshatاو/آن دارد
wirhabenما داریم
ihrhabtشما دارید
sie/Siehabenآنها/شما دارند

machen (انجام دادن/ساختن)

machen — انجام دادن / ساختن

حال (Präsens)

ضمیرفعلفارسی
ichmacheمن انجام می‌دهم
dumachstتو انجام می‌دهی
er/sie/esmachtاو انجام می‌دهد
wirmachenما انجام می‌دهیم
ihrmachtشما انجام می‌دهید
sie/Siemachenآنها انجام می‌دهند

gehen (رفتن)

gehen — رفتن

حال (Präsens)

ضمیرفعلفارسی
ichgeheمن می‌روم
dugehstتو می‌روی
er/sie/esgehtاو می‌رود
wirgehenما می‌رویم
ihrgehtشما می‌روید
sie/Siegehenآنها می‌روند

kommen (آمدن)

kommen — آمدن

حال (Präsens)

ضمیرفعلفارسی
ichkommeمن می‌آیم
dukommstتو می‌آیی
er/sie/eskommtاو می‌آید
wirkommenما می‌آییم
ihrkommtشما می‌آیید
sie/Siekommenآنها می‌آیند

sprechen (صحبت کردن)

sprechen — صحبت کردن

حال (Präsens)

ضمیرفعلفارسی
ichsprecheمن صحبت می‌کنم
dusprichstتو صحبت می‌کنی
er/sie/essprichtاو صحبت می‌کند
wirsprechenما صحبت می‌کنیم
ihrsprechtشما صحبت می‌کنید
sie/Siesprechenآنها صحبت می‌کنند

essen (خوردن)

essen — خوردن

حال (Präsens)

ضمیرفعلفارسی
ichesseمن می‌خورم
duisstتو می‌خوری
er/sie/esisstاو می‌خورد
wiressenما می‌خوریم
ihresstشما می‌خورید
sie/Sieessenآنها می‌خورند

fahren (رانندگی کردن/سفر کردن)

fahren — رانندگی کردن / سفر کردن

حال (Präsens)

ضمیرفعلفارسی
ichfahreمن رانندگی می‌کنم
dufährstتو رانندگی می‌کنی
er/sie/esfährtاو رانندگی می‌کند
wirfahrenما رانندگی می‌کنیم
ihrfahrtشما رانندگی می‌کنید
sie/Siefahrenآنها رانندگی می‌کنند

sehen (دیدن)

sehen — دیدن

حال (Präsens)

ضمیرفعلفارسی
ichseheمن می‌بینم
dusiehstتو می‌بینی
er/sie/essiehtاو می‌بیند
wirsehenما می‌بینیم
ihrsehtشما می‌بینید
sie/Siesehenآنها می‌بینند