گذشته، حال و آینده
آلمانی با زمانهای خیلی کمتری از آنچه فکر میکنی سر میکند. گذشته: آلمانی گفتاری تقریباً همیشه از Perfekt استفاده میکند — haben یا sein بههمراه اسم مفعول در آخر. نوشتار و چند فعل خیلی پرکاربرد (war، hatte، konnte) Präteritum را ترجیح میدهند. حال: هم «الان» را پوشش میدهد هم آینده را. با یک قید زمان، زمان حال روش عادی صحبت دربارهٔ فرداست. آینده: Futur I (werden بههمراه مصدر) وجود دارد، اما بیشتر برای قصد قاطع، قول و پیشبینی بهکار میرود — نه برنامههای معمولی.
فارسی نظام حال/گذشته/آیندهای تمیز دارد و آینده را آزادانه بهکار میبرد. در آلمانی استفاده از werden برای هر جملهٔ آینده سنگین و غیرطبیعی است — آلمانیزبان میگوید «Morgen gehe ich»، نه «Morgen werde ich gehen». ضمناً فارسی گذشتهٔ کامل را با یک شکل نشان میدهد، ولی آلمانی بین haben و sein تقسیمش میکند. فعلهای حرکت و تغییر حالت sein میگیرند.
زمان گذشتهٔ پیشفرض. haben در جایگاه دوم صرف میشود و اسم مفعول در آخر منتظر میماند. اسم مفعول باقاعده شکل ge-...-t دارد: machen به gemacht.
| آلمانی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Ich habe Deutsch gelernt. | آلمانی یاد گرفتم. | |
| Wir haben Pizza gegessen. | پیتزا خوردیم. | |
| Hast du das Buch gelesen? | کتاب را خواندی؟ |
فعلهای حرکت (gehen، fahren، kommen، fliegen) و تغییر حالت (werden، aufstehen، einschlafen) بهجای haben از sein استفاده میکنند. bleiben استثناست — حرکتی ندارد ولی باز sein میگیرد.
| آلمانی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Ich bin nach Berlin gefahren. | به برلین رفتم. | |
| Sie ist zu Hause geblieben. | او خانه ماند. | |
| Wir sind früh aufgestanden. | زود بیدار شدیم. |
یک کلمه بهجای دو کلمه. در نوشتار و داستانگویی بهکار میرود، و در گفتار برای sein، haben و فعلهای کمکی — هیچکس در مکالمه نمیگوید «ich habe gekonnt».
| آلمانی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Ich war gestern zu Hause. | دیروز خانه بودم. | |
| Wir hatten keine Zeit. | وقت نداشتیم. | |
| Als Kind wohnte ich in Isfahan. | بچه که بودم در اصفهان زندگی میکردم. |
برای برنامههای معمولی از زمان حال با قید زمان استفاده کن. werden بههمراه مصدر را برای قول، قصد قاطع و پیشبینی نگه دار.
| آلمانی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Morgen fahre ich nach Hamburg. | فردا به هامبورگ میروم. (حال به معنی آینده) | |
| Ich werde dir helfen. | کمکت خواهم کرد. (قول) | |
| Es wird bestimmt regnen. | حتماً باران خواهد بارید. |