جداشدنی، انعکاسی، امری و حروف اضافهٔ ثابت
فراتر از صرف، فعلهای آلمانی چند شکل دارند که «جمله» را دور خودشان تغییر میدهند. فعلهای جداشدنی نصف میشوند و پیشوندشان را به آخر پرت میکنند. فعلهای انعکاسی یک ضمیر با خود میکشند. امری فعل را به اول میبرد. و گروه بزرگی از فعلها به یک حرف اضافهٔ مشخص جوش خوردهاند که باید همراه فعل حفظ شود. هیچکدام بهتنهایی سخت نیستند. چیزی که سختشان میکند این است که هرکدام جمله را به شیوهٔ خودش بازچینی میکند.
فارسی هم فعل مرکب دارد که حس جداشدنی میدهد — «بر میدارم»، «کمک میکنم» — پس ایدهٔ فعل شکسته برایت غریبه نیست. تفاوت در فاصله است: آلمانی پیشوند را تا «آخر» جمله پرت میکند، هرقدر هم جمله طولانی باشد. Ich stehe jeden Morgen um halb sieben AUF. راحت شدن با این فاصلهٔ طولانی، تمام مهارت است.
aufstehen، einkaufen، anrufen، mitkommen: پیشوند جدا میشود و آخر جمله مینشیند. در ماضی نقلی، ge- وسط کلمه مینشیند: aufgestanden.
| آلمانی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Ich stehe um sieben Uhr auf. | ساعت هفت بیدار میشوم. | |
| Rufst du mich heute Abend an? | امشب بهم زنگ میزنی؟ | |
| Der Zug kommt um acht an. | قطار ساعت هشت میرسد. |
بعضی فعلها همیشه ضمیر انعکاسی دارند که با فاعل تغییر میکند: mich، dich، sich، uns، euch، sich. اغلب معادل فارسیشان اصلاً انعکاسی نیست.
| آلمانی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Ich freue mich auf das Wochenende. | منتظر آخر هفتهام. | |
| Wie fühlst du dich? | چه حسی داری؟ | |
| Wir treffen uns um acht. | ساعت هشت همدیگر را میبینیم. |
شکل رسمی Sie را بعد از فعل نگه میدارد: Gehen Sie! شکل خودمانی du ضمیر و معمولاً پسوند را حذف میکند: Geh! برای جمع: Geht!
| آلمانی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Gehen Sie hier links. | اینجا به چپ بروید. (رسمی) | |
| Komm bitte her! | لطفاً بیا اینجا! (خودمانی) | |
| Nehmen Sie Platz. | بفرمایید بنشینید. |
حرف اضافه بخشی از فعل است و از روی معنی قابل حدس نیست. warten AUF، sich freuen AUF، sich bewerben UM، denken AN. جفت را یکجا حفظ کن.
| آلمانی | فارسی | مثال |
|---|---|---|
| Ich warte auf den Bus. | منتظر اتوبوسم. | |
| Sie bewirbt sich um die Stelle. | برای آن شغل درخواست میدهد. | |
| Ich denke oft an meine Familie. | اغلب به خانوادهام فکر میکنم. |